تبليغاتX
(اگردرخواب مي ديدم غم روز جدايي را)

(به دل هرگز نمي دادم خيال آشنايي را)

دل گرفته

دل گرفته

اگه یکی دلش بگیره باید چه کار کنه ؟

غم بی کسی

 

بیچاره دل من ...

 

 


 

نوشته شده توسط سیاوش در ساعت موضوع | لینک ثابت


مي خوام يه چيزي بهت بگم مي دوني ؟

 

 

يه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن


تو باشي منم باشم


کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفيد..تو منو بغل کردي که نترسم


که سردم نشه نلرزم


مي دوني ؟


تو منو بغل کردي طوري که تکيه دادي به ديوار


پاهاتم دراز کردي...منم اومدم نشستم جلوت


بهت تکيه دادم


دو تا دستاتو دور من حلقه کردي


بهت ميگم چشماتو مي بندي؟...مي گي : آره


چشماتو مي بندي


بهت مي گم : قصه مي گي تو گوشم ؟


مي گي : آره


و شروع مي کني به قصه گفتن تو گوشم


آروم آروم.......قصه مي گي


يک عالمه قصه بلندو طولاني که هيچ وقت تموم نمي شه


مي دوني ؟


مي خوام رگمو بزنم


چون دست چپ...يه حرکت سريع.. يه جمله ي عميق بلدي ؟


نه واي !!! تو که نمي بيني


و نمي دوني که مي خوام رگمو بزنم


تو چشماتو بستي نمي بيني .....


من تيغ و از جيبم در ميارم.... نمي بيني که سريع مي برم


نمي بيني که خون فواره مي کنه... روي سنگ هاي سفيد و


نمي بيني که دستم مي سوزه


من لبمو گاز مي گيرم که نگم : آخ


که تو چشماتو باز نکني و منو نبيني


تو داري قصه مي گي و هيچ چيز رو نمي بيني


من دارم دستمو نگاه ميکنم


دست چپمو.....خون ازش مياد


مي دو ني ؟


دستمو مي ذارم رو زانوهام


خون از روي زانوهام مي ريزه کف سنگها


مسيرش قشنگه.....حيف که چشمات بسته است


نمي بيني .....


تو بغلم کردي نمي بيني که سردم شده


محکمتر بغلم مي کني تا گرمم شه


مي بيني که نا منظم نفس مي کشم


تو دلت مي گي آخي............


نفسم گرفت.. مي بيني ولي محکم تر بغلم مي کني


سردتر مي شم ...مي بيني که ديگه نفس نمي کشم


چشماتو باز مي کني و مي بيني من مردم .. مي دوني ؟


مي ترسم خودمو بکشم


از سرد شدن... از اين هايي که مردن... از خون ديدن


ولي وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم


مردن خوب بود


آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...


گريه نکن


من ديگه نيستم که ببوسمت.....بگم خوشکل شدي


تو خيلي گريه مي کني


دلم مي شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش


باشه ؟


من مردم ولي تو باورت نمي شه


تکونم مي دي که بيدار شم


فکر مي کني مثل هميشه قصه گفتي و من خوابيدم


مي بيني نفس نمي کشم ....ولي بازم باور نمي کني


اونقدر محکم بغلم مي کني که گرمم شه... اما فايده نداره


من مر دم ... ولي براي تو زنده ام


پس هر شب به اين باغ بيا .... ولي گريه نکن


مي خوام يه چيزي بهت بگم مي دوني ؟


دوستت دارم

 


 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت موضوع | لینک ثابت


روز بد

 

روز بدي بود نه به خاطر اينكه تو ناراحتم كرده باشي

 به خاطر اينكه ناراحتت كردم به خدا نميتوني بفهمي

 وقتي سيل اشك رو تو چشات ديدم چه حالي شدم نميتوني درك كني

نميدوني چند بار جلو اشكامو گرفتم بغضمو خفه كردم تا ناراحتت نكنم

ميدونم طاقت ديدن اشكامو نداري اما نتونستم منو ببخش

 كاش ميمردمو اين روزو نميديدم

كاش امروز صبح هيچوقت طلوع خورشيد رو نميديدم

كاش قبل رسيدن به تو، برا هميشه تو جاده ميرفتم

كاش امروز هيچوقت نميرسيد

كاش، كاش .............................................

نميدوني چقدر برام سخت بود ديدن ناراحتيت

من به بدبختي و غم عادت دارم

نميخواستم توروهم درگير بدبختيا و غمهام كنم

عزيزم به خدا از دستت ناراحت نيستم از دست هيچكي ناراحت نيستم

هر چيزي تاوان داره تاوان اشتباهم رو فقط خودم پس ميدم

نميدونم تا كي بايد تاوان پس بدم اما پس ميدم

خودم كردم كه لعنت بر خودم باد

كاش حال منو ميتونستي درك كني

خيلي سخته جلو عشقت بشيني و ازت بخواد اعتراف كني

كاش ميمردم كاش ميمردم

خيلي بي انصافي

من بهت هيچوقت دروغ نگفتم اما چطور ميتونستم حرف بزنم؟

اي خدا من تقاصه چيو پس ميدم؟

كي بدبختيام تموم ميشه؟

كي يه شب بالشتم آرامش داره وتو سيل اشكام غرق نميشه؟

كي؟ كي؟ كي؟ ...........................

خيلي دوست دارم از زندگيت برم بيرون چون نميخوام برات درد بشم

اما خيلي خودخواهم چون نميتونم فراموشت كنم

اما اگه تو بخواي ..........

ميدوني چرا ديگه از ازدواج حرف نميزنم؟

نه به خاطر اينكه پشيمون شده باشم يا بازيت داده باشم

نميخوام تورو شريك دردام كنم

نميخوام يه عمر با شك بام زندگي كني

ميدونم اينقدر بزرگي كه شايد به رومم نياري

اما ميدونم كه از تو داغون ميشي نميخوام خرد شدنتو ببينم

نميخوام به جاي آرامش باعث رنجت بشم

منو به خاطر همه چي ببخش

به هر چيم دوست داري شك كن

فقط هيچ وقت به دوست داشتنم شك نكن

به خدا دوستت دارم

خيلي ميخوامت خيلي

كاش امروز هيچوقت نميرسيد

كاش ..................

 


 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت موضوع | لینک ثابت


عشق


 

نوشته شده توسط کیا تهرانی در ساعت موضوع | لینک ثابت


یهو چی شد دلما نامحرم اسرار تو شد

 

خدا نکنه دلت بگیر حتی برای یه لحظه

دلم می گفت اگه یه روزی دلش گرفت

با هم بیام بشینیم  پیشت ،  بشنویم حرفای دلت

اون روز اومد دلت گرفت

من و دلم نشستیم کنارت

تا بگی از غم توی دلت

ما منتطر نشستیم تا گوش کنیم چی می گه دلت

ولی انگار ما آدم نبودیم

راستی راستی ما رواز عشق ، برای تو  باوری نبودیم

باهم بودیم یادت رفت؟انگاری ما اصلا باهم نبودیم

پشت این جمله:

آخه حرف دل که گفتنی نیست

قایم شدی هیچی نگفتی همه حرفارو پیچوندی

بابا تو که اهل پیچوندن نبودی

یهو چی شد دلما نامحرم اسرار تو شد

ما هم شدیم مثل همه ، که هیچ نگفتی از غمت

اینجا بود که فهمیدم

هرکسی حد و مرزی داره

من پاهام اونور خط بود

یه جورایی خیلی نزدیک به دلت بود

باشه خودمو می کشم کنار

جای شما اون بالاهاست ، فاصله مون قد خداست

دیگه چیزی ندارم بهت بگم

فقط بدون این وسط ، من شدم شرمنده ی دلم


 

نوشته شده توسط سیاوش در ساعت موضوع | لینک ثابت


من صبورم اما ...

 

من صبورم اما ..............

 

 

 

به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجم

 

 

 

 یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم...........!

 

 

 

من صبورم اما ..............

 

 

 

 چه قدر با همه عاشقیم محزونم !

 

 

 

 وبه یاد همه خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده به غم مغمومم.!

 

 

 

من صبورم اما ..............

 

 

 

بی دلیل ازقفس کهنه شب می ترسم

 

 

 

بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند

 

 

 

...........می ترسم!

 

 

 

من صبورم اما ..............

 

 

 

آه............این بغض گران صبر نمی داند چیست....؟


 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت موضوع | لینک ثابت


عشق من دوست دارم

 

 

امروزدلم به سوي تو پر ميزنه

توي دلم يه عشقيه كه تورو فرياد ميزنه

 

ميدوني توي دلم يه عالمه حرف و غمه

بدون تو زندگي براي من جهنمه

 

ميدونم بدونه من روزاي سختيو داري

بدون تو روزاي سختيو دارم، ميدوني ؟

 

همه ي وجود من يادتو ِ

همه ي حرف دلم ،كلام من اسم تو ِ

 

باورم نميشه كه يه روز بري زپيش من

منو تنها بزاري بري به سوي غير من

 

تو دلم غم بزاري ، بري و تنهام بزاري

 ميدونم يه روزي رو دلم پا ميزاري ميري وتنهام ميزاري

 

ميدونم قلب من و تو يه روزي زهمديگه جدا ميشن

قلب ما به سوي هم پر ميزنن،اما يه روز جدا ميشن

 

زندگيه من و تو زهمديگه جدا ميشن

تو ميري به سوي خود،منم ميرم به سوي خود

 

ميدونم حرف توأم حرف منه

ميدونم قلب توأم پيش منه

 

توي اون دل پر از مهربونيت

يه عالمه درد و غمه

 

ميدونم توأم مثل خودم گرفته اي

توي چشماي زيباي توأم سيل اشك موج ميزنه

 

ميدونم توأم ميخواي جدا نشيم

يكي شيم با هم باشيم ديگه تنها نمونيم جدا نشيم

 

چه كنيم كه روزگار بد ميسازه

اگه ما بخوايم زمونه نميخواد

 

قسمت منو توأم مثل همه ي عاشقا جداييه

اينو بدون هر جا باشي ديوونتم

بچه پرو اينو بدون به عشق تو هر شب و روز ميخونم

به چشام نگاه بكن ................

ميبيني؟ داره عشقتو فرياد ميزنه

 

عشق من ديوونتم،دوست دارم

بدونه تو .................

 

عشق من ميپرستمت ميپرستمتتتتتتتتتتتتتتتت

میخوامتتتتتتتتتتتتتتتتتت

دوست دارم


 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت موضوع | لینک ثابت


عشق من همیشه به یادت هستم

بهار را دوست دارم

نه برای سفره هفت سین

نه برای گلهای رنگارنگ

نه برای گل اقاقیا

برای با تو بودن دوست دارم

تابستان را دوست دارم

نه برای لبخند آفتاب

نه برای بازی  بچه ها

نه برای پرواز پرنده ها

برای با تو بودن دوست دارم

پاییز را دوست دارم

نه برای باران

نه برای برگ های رنگارنگ

نه برای کوچ پرنده ها

برای با تو بودن دوست دارم

زمستان را دوست دارم

نه برای برف

نه برای سرما

نه برای آدم برفی

برای با تو بودن دوست دارم

 

 

   دوست دارم  

 


 

نوشته شده توسط سیاوش در ساعت موضوع | لینک ثابت


کاشکی باور میکرد که میخوامش

خیلی سخت

اونی که دوست داری

از ته دل میخوایش

آرزو داشته باشی باهاش زندگی کنی

بیاد و بهت  بگه  تو منو نمیخوای

به خدا سخت

خیلی خیلی سخت

کاشکی باور میکرد که میخوامش...


 

نوشته شده توسط سیاوش در ساعت موضوع | لینک ثابت


سال نو مبارک

سال نو مبارک

آخه چه مبارکی...؟

وقتی تو پیشم نیستی

وقتی تو کنارم نیستی

دستای گرمت تو دستام نیست

 

عشق من، من عیدمو جلو جلو جشن گرفتم

وقتی برای اولین بار اومدی پیشم

اون لحظه برام تحویل سال نو بود

اون لحظه، سال نو برای من بود

و هر لحظه که پیشم بودی برام عید بود

حالا که همه دارن عید و جشن میگیرن