تبليغاتX
(اگردرخواب مي ديدم غم روز جدايي را)

(به دل هرگز نمي دادم خيال آشنايي را)

Y A K H B A N D A N

Y A K H B A N D A N

به سلامت گل من

 

 

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است

حالم از این جمله بهم می خوره

حالم از همه چی بد می شه

....

تورو دوست دارم

تلفن خودتم خاموش کنی

 بازم دوست دارم

اگه خیلی محترمانه بهم می گی میخوای بری

بازم دوست دارم

اگه خیلی محترمانه به خاطر خودم داری ازم جدا می شی

بازم دوست دارم

اگه میخوای ناراحت نشم بهم می گی

بیا چند روز از هم دور باشیم

 تا من ناراحت نشم

بازم دوست دارم

اگه داری یواش یواش میری از پیشم

بازم دوست دارم

اگه داری تنهام می زاری ، این حق تو ولی

بازم دوست دارم

صدای رفتنت میاد برو به سلامت گل من

ولی بدون

دوست دارم

 


 

این آخرین پست من تو این وبلاگ بود

و تشکر از دوست خوبم کیا که گذاشت منم توی این وبلاگ

 به عنوان نویسنده حرفای دلمو بنویسم و

 تشکر از فرشته خانوم که خیلی چیزا ازش یاد گرفتم

 


 

سیاوش در ساعت موضوع به سلامت گل من | لینک ثابت


غم زمستون

 

 

همیشه تو بهار و تابستون منتظرم زمستون بیاد

 حالا که زمستون داره می یاد خیلی دلم گرفته

یاد غروبای زمستون میوفتم

نمی دونم چرا اینجوری ، تو پاییز و زمستون وقتی غروب می شه

 دوری تو پررنگ تر می شه

وقتی هوا تاریک می شه جای خالیت قلبمو می شکونه

نمی دونم این غم زمستون که داره منو می گیره...؟

همیشه با این غروبای دل گیر بازم زمستونو دوست داشتم

همیشه هر چی منو به تنهایی می بره ، برام عزیز تر می شه  

مثل فکر کردن به تو

که الان کجایی ، داری چه کار می کنی

داری می خندی یا بازم چشمات پر اشک...

بخند عزیزم تا غروبای زمستون دیگه دلگیر نباشه

بخند گلم که دیگه طاقت غم تو رو  ندارم

حالا که پیشم نیستی

بزار غروبای  زمستون دلگیر نباشه

بخند گلم ...

 


 

سیاوش در ساعت موضوع غم زمستون | لینک ثابت


روزگار من

 

 

جعبه مداد رنگی ها تو بیار

 

مداد سیاه و بردار

 

مداد سیاه همیشه سمت چپ آخرین مداد ، زیاد دنبالش نگرد.

 

حالا تمام صفحه سفید دفتر تو سیاه کن

 

سیاه سیاه

 

حالا صفحه سیاه و بگیر جلوی چشمات

 

روزگارم اینجوری شده

 

سیاه سیاه

 

به دنبال یه روشنایی هستم

 

تو میگی پیدا می شه ؟

 

اگه پیدا می شه کمکم کن اگه نمی شه بگو که دنبالش نگردم !

 


 

سیاوش در ساعت موضوع روزگار من | لینک ثابت


غم بی کسی

 

بیچاره دل من ...

 

 


 

سیاوش در ساعت موضوع غم بی کسی | لینک ثابت


یهو چی شد دلما نامحرم اسرار تو شد

 

خدا نکنه دلت بگیر حتی برای یه لحظه

دلم می گفت اگه یه روزی دلش گرفت

با هم بیام بشینیم  پیشت ،  بشنویم حرفای دلت

اون روز اومد دلت گرفت

من و دلم نشستیم کنارت

تا بگی از غم توی دلت

ما منتطر نشستیم تا گوش کنیم چی می گه دلت

ولی انگار ما آدم نبودیم

راستی راستی ما رواز عشق ، برای تو  باوری نبودیم

باهم بودیم یادت رفت؟انگاری ما اصلا باهم نبودیم

پشت این جمله:

آخه حرف دل که گفتنی نیست

قایم شدی هیچی نگفتی همه حرفارو پیچوندی

بابا تو که اهل پیچوندن نبودی

یهو چی شد دلما نامحرم اسرار تو شد

ما هم شدیم مثل همه ، که هیچ نگفتی از غمت

اینجا بود که فهمیدم

هرکسی حد و مرزی داره

من پاهام اونور خط بود

یه جورایی خیلی نزدیک به دلت بود

باشه خودمو می کشم کنار

جای شما اون بالاهاست ، فاصله مون قد خداست

دیگه چیزی ندارم بهت بگم

فقط بدون این وسط ، من شدم شرمنده ی دلم


 

سیاوش در ساعت موضوع یهو چی شد دلما نامحرم اسرار تو شد | لینک ثابت


عشق من همیشه به یادت هستم

بهار را دوست دارم

نه برای سفره هفت سین

نه برای گلهای رنگارنگ

نه برای گل اقاقیا

برای با تو بودن دوست دارم

تابستان را دوست دارم

نه برای لبخند آفتاب

نه برای بازی  بچه ها

نه برای پرواز پرنده ها

برای با تو بودن دوست دارم

پاییز را دوست دارم

نه برای باران

نه برای برگ های رنگارنگ

نه برای کوچ پرنده ها

برای با تو بودن دوست دارم

زمستان را دوست دارم

نه برای برف

نه برای سرما

نه برای آدم برفی

برای با تو بودن دوست دارم

 

 

   دوست دارم  

 


 

سیاوش در ساعت موضوع عشق من همیشه به یادت هستم | لینک ثابت


کاشکی باور میکرد که میخوامش

خیلی سخت

اونی که دوست داری

از ته دل میخوایش

آرزو داشته باشی باهاش زندگی کنی

بیاد و بهت  بگه  تو منو نمیخوای

به خدا سخت

خیلی خیلی سخت

کاشکی باور میکرد که میخوامش...


 

سیاوش در ساعت موضوع کاشکی باور می کرد که میخوامش | لینک ثابت


سال نو مبارک

سال نو مبارک

آخه چه مبارکی...؟

وقتی تو پیشم نیستی

وقتی تو کنارم نیستی

دستای گرمت تو دستام نیست

 

عشق من، من عیدمو جلو جلو جشن گرفتم

وقتی برای اولین بار اومدی پیشم

اون لحظه برام تحویل سال نو بود

اون لحظه، سال نو برای من بود

و هر لحظه که پیشم بودی برام عید بود

حالا که همه دارن عید و جشن میگیرن

پس تو کجایی...؟

 

نمی دونم شاید رسم زمانس که این روزا پیشم نباشی

نمی دونم چی بگم...

ولی بدون که واقعا دوریت سخت

مخصوصا تو این روزا که خیلی  تنهام

بدون که خیلی دوست دارم

 

 


 

سیاوش در ساعت موضوع سال نو مبارک | لینک ثابت


من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی

 

 

 هواتو کردم دوباره ،

   بازم دلم تنگه برات ...


 اگرچه دوری از دلم ،

  هنوز می میرم من برات


 امید من سنگ صبور ،

 باشه برو پیشم نیا


 بذار که تنها بسوزم ،

تو غربت دلتنگی هام


 نه اینکه عاشق نباشم ،

  نه اینکه دوستت ندارم


 میخوام تو اوج بی کسی ،

  سر روی شونت بذارم !


 زخم زبون و صبر من ،

  باور بکن حدی داره !


 یه قلب خالی از امید ،

  آخه سوزوندن نداره !!


 منی که حتی گریه هام ،

 واسه تو تکراری شده 


 نگاه سردت هنوزم ،

  با خنده باز زجرم میده !


 خدا خودت منو به این ،

  در به دری عادت بده !!


 باور نداری هنوزم ،

 عشق تو داغونم کنه


 بخند به گریه های من ،

  شاید که آرومم کنه !


 بهش بگین دق می کنم ،

  دستهاش تو دستم نباشه


 تموم خاطراتمون ،

  نمک به زخمم می پاشه !


 بهش بگین خاطره هاش ،

  آتیش به جونم میزنه


 آسمونم زمین بیاد ،

  بگین فقط ماله منه


 تو لحظه های بی کسی ،

  سهم من از تو دوریه !


 اگه صدام در نمیاد ،

   دلتنگی و صبوریه ...


 هر روز غروب دلتنگتم ،

  دوباره تنها میشینم 


 هروقت که بارون میباره ،

   تورو کنارم میبینم 


 هر روز و هر شب از خدا ،

 بدون فقط تورو میخوام


 نگو واست غریبه ام ،

   نگو تو خوابت نمیام


 بگو تو هم دوستم داری ،

   بگو که دلتنگم میشی


 من فقط از خدا میخوام ،

   دوباره مهربون بشی


 

سیاوش در ساعت موضوع من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی | لینک ثابت


دلم گرفت ای هم نفس

دلم گرفت ای هم نفس

 پرم شکست تواین قفس

تواین غبار تواین سکوت

چه بی صدا نفس نفس

از این نامهربونیا دارم از غصه میمیرم

رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو میگیرم

تو این شب گریه میتونی پناه حق حقم باشی

تو ای همزاد هم خونه چی میشه عاشقم باشی

 دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما

 دو همنفس دو همزبون دو همسفر دو هم صدا

 تو ای پایان تنهایی پناه آخر من باش

 تو این شب مرگی پاییز بهار باور من باش

 بزار با مشرق چشمات شبم روشن ترین باشه

 میخوام آینه خونه با چشمات هم نشین باشه

 دلم گرفت ای هم نفس

 پرم شکست تو این قفس

 تو این غبار تو این سکوت

 چه بی صدا نفس نفس

­­­


 

سیاوش در ساعت موضوع دلم گرفت ای هم نفس | لینک ثابت


لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

 

من همون  جزیره بودم خاکی یوصمیمیو گرم

 واسه عشق بازیه موجا قامتم یه بستر نرم

 یه عزیز دردونه بودم پیش چشم موجا

 یه نگین سبز خالص روی انگشتره دریا

تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

 زیر رگباره نگاهت دلم انگار زیرو رو شد

 برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

 تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه

 ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی

 اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی

 رفتی با قایق عشقت سوی روشنیه فردا

 من و دل اما نشستیم چشم به راهت لبه دریا

دیگه تو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

 لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

 دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره

 ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره

 میرسه روزی که دیگه قر دریا میشه خونم

 اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم

 

 

 


 

سیاوش در ساعت موضوع لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting