هر دم و هر لحظه دلم هوای یار میکند،همون یاری که مرا نمی بیند
چشمهایش را بسته تا نبیند عشق مرا،به این بی قراری هایم دامن می زند
مرگ تو را صدا میکنم،حرفهایم با توست
بیا ای ناجیه من ، بیا مرا از میان این آدمکها نجات بده
بیا که با تو خوشبخت می شوم ، صدای پایت می آید، نزدیکمی
چرا صدایم نمی کنی، چرا جان مرا به یک باره نمی گیری
مرا چه معصیتی بود که این گونه در این زندگی اسیرم کردی
بیا تا به گونه هایت بوسه بزنم بیا تا از خودم رهایی پیدا کنم
مرا با خودت ببر
همه برای مرده ها گریه می کنند ولی من برای خودم
شاید منم مردم ، شاید نیمه جانم ، بین این دنیا با زندگیه جاودانه ای که شاید باشد
دنیای دیگری که همش تو قصه هاست ، چه دنیای زیبایی در گوشمان خوانده اند
واقعا وجود دارد؟ واقعا اونجا همه یکرنگن؟
آه ... ای مرگ از تو میترسم ، نه برای این که از این دنیا برم
از این که تو هم دروغ باشی
و مرا به جایی وحشت ناک تر و زجر آورتر ازاین دنیای مزخرف ببری
درمانده ام چه کنم
آه ... نفس های آخر نمیدانم سخت است یا آرامش بخش
فقط میدانم تقاص کاری نکرده را می دهم
در ساعت موضوع مرگ تو را صدا میکنم | لینک ثابت
درباره وبلاگ
یخبندان
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
غصه
پشت این پنجره ها دل می گیره
؟؟؟
تنهایی منو خراب نکن
قاصدک
تنهایی را برای با تو بودن دوست دارم
کاشکی
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من
نماز عشق
عشق را از هم دریغ نکنید
تنهایی
شب را خیلی دوست دارم
مادر
به خدا من خودم رفتنییم
چه انتظار سختی دوریه تو
خیلی وقت که دلم برای تو تنگ شده
رنج
ای کاش
مرگ تو را صدا میکنم
کلبه تنهایی
من از اون آسمون آبی مخوام
ولنتاین
لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی
دلم گرفت ای هم نفس
من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه
معشوق
همیشه دوست دارم
سال نو مبارک
کاشکی باور می کرد که میخوامش
عشق من همیشه به یادت هستم
عشق من دوست دارم
من صبورم اما ...
یهو چی شد دلما نامحرم اسرار تو شد
عشق
روز بد
میخوام یه چیزی بهت بگم می دونی؟
غم بی کسی
دل شیدای من
روزگار من
خیال خام
غم زمستون
به سلامت گل من
کلاغ
یک سال
دست های من و تو
خوشبختی
آسمون آبی نمی خوام
به دنبال ماه
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY