در کلبه تنهایی من چیزی جز انتظار نیست . دیوار های کلبه ام دیگر واژه های انتظار را خوب نمی فهمند . پنجره کلبه ام به روح پاییزی عادت کرده است و می داند ، از اشکهایم می فهمد که انتظارم برای کیست . نیلوفر های کنار پنجره ام برای آمدنت دست دعا بلند کرده اند . کبوتر سفید بام کلبه ام می داند انتظار تو را می کشم . می رود تا شاید خبری را برایم بیاورد ولی هرگاه باز می گردد در چشمانش سنگینی غمی را حس می کنم ، چیزی نمی گوید و پر می کشد . می داند اگر بگوید خبری از مسافر تو نبود اشک هایم سرازیر می شوند . من به شقایق هایم آب نمی دهم آنها با اشکهایم پرورش یافتند .
ای بهار زندگیم ! بیا ، بیا تا پنجره ام از من خسته نشده ، بیا تا گلهایم با من قهر نکرده اند . بیا تا کبوترم حرفی برای گفتن داشته باشد ، بیا تا آسمانم آفتابی باشد ، بیا و به این انتظار پایان ده .
فرشته در ساعت موضوع کلبه تنهایی | لینک ثابت
درباره وبلاگ
یخبندان
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
غصه
پشت این پنجره ها دل می گیره
؟؟؟
تنهایی منو خراب نکن
قاصدک
تنهایی را برای با تو بودن دوست دارم
کاشکی
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من
نماز عشق
عشق را از هم دریغ نکنید
تنهایی
شب را خیلی دوست دارم
مادر
به خدا من خودم رفتنییم
چه انتظار سختی دوریه تو
خیلی وقت که دلم برای تو تنگ شده
رنج
ای کاش
مرگ تو را صدا میکنم
کلبه تنهایی
من از اون آسمون آبی مخوام
ولنتاین
لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی
دلم گرفت ای هم نفس
من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه
معشوق
همیشه دوست دارم
سال نو مبارک
کاشکی باور می کرد که میخوامش
عشق من همیشه به یادت هستم
عشق من دوست دارم
من صبورم اما ...
یهو چی شد دلما نامحرم اسرار تو شد
عشق
روز بد
میخوام یه چیزی بهت بگم می دونی؟
غم بی کسی
دل شیدای من
روزگار من
خیال خام
غم زمستون
به سلامت گل من
کلاغ
یک سال
دست های من و تو
خوشبختی
آسمون آبی نمی خوام
به دنبال ماه
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY