همیشه تو بهار و تابستون منتظرم زمستون بیاد
حالا که زمستون داره می یاد خیلی دلم گرفته
یاد غروبای زمستون میوفتم
نمی دونم چرا اینجوری ، تو پاییز و زمستون وقتی غروب می شه
دوری تو پررنگ تر می شه
وقتی هوا تاریک می شه جای خالیت قلبمو می شکونه
نمی دونم این غم زمستون که داره منو می گیره...؟
همیشه با این غروبای دل گیر بازم زمستونو دوست داشتم
همیشه هر چی منو به تنهایی می بره ، برام عزیز تر می شه
مثل فکر کردن به تو
که الان کجایی ، داری چه کار می کنی
داری می خندی یا بازم چشمات پر اشک...
بخند عزیزم تا غروبای زمستون دیگه دلگیر نباشه
بخند گلم که دیگه طاقت غم تو رو ندارم
حالا که پیشم نیستی
بزار غروبای زمستون دلگیر نباشه
بخند گلم ...
سیاوش در ساعت موضوع غم زمستون | لینک ثابت
درباره وبلاگ
یخبندان
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
غصه
پشت این پنجره ها دل می گیره
؟؟؟
تنهایی منو خراب نکن
قاصدک
تنهایی را برای با تو بودن دوست دارم
کاشکی
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من
نماز عشق
عشق را از هم دریغ نکنید
تنهایی
شب را خیلی دوست دارم
مادر
به خدا من خودم رفتنییم
چه انتظار سختی دوریه تو
خیلی وقت که دلم برای تو تنگ شده
رنج
ای کاش
مرگ تو را صدا میکنم
کلبه تنهایی
من از اون آسمون آبی مخوام
ولنتاین
لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی
دلم گرفت ای هم نفس
من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه
معشوق
همیشه دوست دارم
سال نو مبارک
کاشکی باور می کرد که میخوامش
عشق من همیشه به یادت هستم
عشق من دوست دارم
من صبورم اما ...
یهو چی شد دلما نامحرم اسرار تو شد
عشق
روز بد
میخوام یه چیزی بهت بگم می دونی؟
غم بی کسی
دل شیدای من
روزگار من
خیال خام
غم زمستون
به سلامت گل من
کلاغ
یک سال
دست های من و تو
خوشبختی
آسمون آبی نمی خوام
به دنبال ماه
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY